یه کم دیر به فکر افتادم مامانی
امروز 13 شهریور یهو به ذهنم رسید که برات وبلاگ درست کنم میدونم یه کوچولو دیر شده اما ماهی رو هر وقت از اب بگیری تاره است سعی میکنم یه کمی از اتفاقاتی که توی این یک سال گذشته برات اینجا بذارم البته یه دفتره خوشگل داری که مامان از لحظه به لحظه که شما تو دله مامان اومدی تا وقتی که با اون پاهای کوچولو و خوشگلت پا به این دنیا گذاشتی برات نوشته که جاش محفوظه و به موقعش بهت میدم



